آذرستان
24ساعت در خواب وبیداری
Wednesday, November 29, 2006
پرنده ی لگدزن به کافه می آید و می نشیند روبرویم . آرامش را می پاشد بر روحم با حدقه هایی که عشق اند فقط .
پرنده ی لگدزن من قهوه با شیر می نوشد در حالی که من ریده ام و نگاهم به دستان اوست و دست هایش .
پرنده ی لگدزن وقتی رفت از آن پله ها پایین ، دلم می خواست همان جا زار بزنم اما به جایش موسیقی را چپاندم توی چشم هایم .
...
|